تاریخ: 04 آبان 1400 - 19 ربیع الاول 1443 - 2021 October 27

آرشیو ادبیات

بمناسبت روز حافظ
خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود727-792 هجری قمری برابر با: ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سده هشتم ایران (برابرقرن چهاردهم میلادی قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌ترشعرهای او غزل اوهستند که به غزلیات حافظ شهرت دارند.او از مهمترین تاثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود.در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ 20 مهر ماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او درشیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی و علاقمندان او برگزار می‌شود.درایران این روز راروز بزرگداشت حافظ روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند. در باره حافظ بسیار نوشته اند اما مطلبی از اقای مهرداد خدیر در سایت عصر ایران دیدم که تا اندازه زیادی حق مطلب را ادا کرده اند و برای دوستداران حافظ و علاقمندان شعر و ادب قابل توجه است . / ستاره اوز
حکایت /فرهاد ابراهیم پور
  شجاع السلطنه   دُمبُشکی که حالا عمرش از 50 سال گذشته وتاکنون هیچ جا بر تخت سلطنت ننشسته وحتی یک چهار پایه هم کسی زیر پایش نگذاشته از زمانی که امده خارج نه تنها شجاعتش را از دست داده بلکه سلطه وسلطنت خانوادگی اش هم مخدوش گشته واز کل القاب کبیره جز دم بشکی که هر از گاهی گره میزند یا با کش می بندد  چیزی بیش برایش نمانده است .اما....   
ادبیات
توهم از ناباوری ما نسبت به واقعیت موجود می اید .صاحبان قدرت؛  حاکمان؛  روسا؛ مدیران وهمینطور اگر تا پائین ترین اشکال اجتماعی در خانواده نظر کنیم؛ گاه پدر یا مادر یا برادر یا خواهر یا فرزند ما دچار چنین توهمی هستند .....
اخلاق و تزکیه
فرهاد ابراهیم پور /ادبیات کشورمان بخصوص در شعر پر از پند و اندرز و حکایاتی اموزنده است که در اثار بسیاری از شاعران کهن و معاصر ما جلوه گری می کند . مولانا ؛سعدی و حافظ و عبید تا   پروین اعتصامی و ایرج میرزا و صدها شاعر دیگر .هدف از نگارش این اشعار و نوشته ها ترویج اخلاق پسندیده و انسانی بوده است و تاکید بسیاری بر دوری از فریب و ریا داشته اند تا انسانیت اولویت زندگی امان باشد 
داستان کوتاه / فرهاد ابراهیم پور
بنویس  : قد 164 وزن 60 رنگ مو مشکی  چهره گندمگون  سن 46 سال اقای تاباک از انزمانی که فقط هشت سال داشت ؛ دوست داشت در اینده ادم مهمی بشه . در یک تابستان گرم که نه سالش تمام نشده بود ؛ شیشه پنجره همسایه رو شکست و پدر ومادرش برای جمع وجور کردن پسرشون و رفع و خلاصی مسئله کلی با همسایه جر وبحث کردن و اخرش پدرش مجبور شد هزینه شیشه ونصب انرا بپردازد ..12 سال داشت که وقتی از مدرسه بر میگشت توی کوچه محلشون با دوتا از همکلاسی هاش سر اینکه کی میتونه  جلو ان دوچرخه ای که از روبرو میاد بایستد؛ تاباک خودشو جلو انداخت و راست راست جلو دوچرخه ایستاد و دوچرخه هم انچنان زد وسط پاش که بیهوش شد وانو بردن بیمارستان وبمدت دو روز بیمارستان بود وبعد اورا مرخص  کردند  
ابوالقاسم ایرانی
چند روز پیش بود که قاسم جان ایرانی چند برگ و یک فایل صوتی و از اخرین عکس هایش برایم فرستاده بود .در ان یکی از شعرهای قدیمی اش بود که در بحرین سروده و در کتاب شهر قصه به چاپ رسیده بود کلی خوشحال شدم و از اینکه همچون همه سالهای ؛ دیوار شعرش و اهمیت به شاعران جنوبش پابرجاست خرسندم می کند. 
اندر باب خر /فرهاد ابراهیم پور
مطلبی که اینبار در مورد خر مینویسم اصلا با قصد ومنظور نیست وامیدوارم شما هم مثل  من با شک به اندر باب خر این قسمت نگاه نکنید. دیروز از طریق فیس بوک یک عکس برایم ارسال شده بود که خوب که دقت کردم دیدم از کسی  است که خودش را معرفی نکرده فقط یک عکس خر فرستاده است که انرا در همین صفحه ملاحظه میکنید من هر چه فکر کردم این عکس چه کسی فرستاده واز کجا امده نفهمیدم اینرا از این بابت عرض میکنم که.... 
شعر از فرهاد ابراهیم پور
اندر باب خر /فرهاد ابراهیم پور
شما حتما کلمه اوش را شنیدید که مختص خود خر است وبرای ایستادن خرها بکار میرود وخرها هم این مسئله را بارها چه در پندار چه در گفتار تائید کرده اند ومن وشما هم جایی نخواندیم که غیر خری ادعا کرده باشد این کلمه خری نیست اما راجع به کلمه اوباش که با به ان اضافه شده تاکنون ثابت نشده که این کلمه خری باشد هرچند کلمه اراذل که نسبت برادری با اوباش دارد همواره کنار هم بکار رفته اما..... 
اندر باب خر /فرهاد ابراهیم پور
خر رمانتیک مطلب قبلی خرشاکی که نوشتم کلی ادم شاکی شدن که ادم قحطی بود داری راجع به خر مینویسی .راستش فکر اینجاشو نکرده بودم که ادم هم ازبابت خرنویسی شاکی بشه البته ادم ها از همه چیز شاکی هستند حتی از ستاره هالی که هر هفتاد سال یک بار از کنار ما رد میشه . مدتی تاخیر شد در خرنویس رفته بودم دور از دیر و دیار      
اندر باب خر /قسمت دوم
خر شاکی فرهاد ابراهیم پور / طی فاصله که بین این مطلب ومطلب قبلی که قسمت اول اندر باب خر بود اتفاق جالبی افتاد که واقعا شگفت انگیز بود . فردای همان روز همین که رفتم ماشین سوار شم وبرم سرکار دیدم پشت برف پاک کن ماشین کلی کاغذ جمع شده واقعا ترسیدم گفتم که این همه جریمه انهم در یک روز چه خبره ؟  بعد دیدم اشتباه کردم اینها برگه های تشکری بود که خر های منطقه ودوروبر برای چاپ مطلب خری در سایت برایم نوشته بودند. میخواستم بلند بلند داد بزنم بگم اهای خران متشکرم دیدم صدام به جایی نمی رسه ؛ انموقع واقعا دلم میخواست مثل یک خر رشید بقول اوزیها هنگ مکه ؛ یعنی عر عر میکردم . واقعا ذوق زده شده بودم نفهمیدم مسیر خانه تا کار را چگونه طی کردم. همه اش به ادامه مطلب خری فکر میکردم وبه این موضوع که چگونه خر ها به ادم ها انگیزه میدهند واین بود که بیشتر مصمم شدم تا راجع به خرها بیشتر بنویسم  
اندر باب خر /قسمت اول
میگن وقتی کسی خیلی لذت میبره وکیف میکنه میگن خر کیفه؛  یعنی اخر کیف ولذت . برای همین من برای اینکه به اندازه بنی بشری حق خودرا در برابر خر ادا کرده باشم وکیف شما هم بالا برده باشم؛  مطلبی خری مینویسم که شما هم با این خرمطلبی؛  که من شروع میکنم همراه شوید و با این موجود خارق العاده که زیاد دیدید وازش کم شنیدید؛  بیشتر اشنا شوید. خدا را چه دیدید شاید بهتر از ما از اب دراومدن . فکر نکنید این وسط بابت این خر نویسی از جماعت خران چیزی نصیب ما میشود یا میخواهیم برای خر تبلیغ کنیم و بابت وجنات وسکناتش کارهای تبلیغی انجام بدهم.  نه؛  به جان هر چه خر است اصلا چنین منظوری ندارم  فقط حس عجیبی در من ایجاد شده که احتمالا وسواس شدم  راجع به خر بیشتر بنویسم تا دانش ما افزون گردد ؛ چون هر چه از ادم ها اموختیم جز دردسر چیزی عایدمان نشد؛ بگذار قدری راجع به خر وخرها وبساط خرها بنویسیم شاید فرجی حاصل شد .پس با این مقدمه نه چندان دلچسپ بسراغ خر شناسی میرویم .    
ادبیات جهان
در این بخش سعی بر شناساندن شاعران جهان به بینندگان سایت داریم تا نه با همه شاعران بلکه در حد توان با شعر بسیاری از این شاعران که در جهان شناخته شده هستند اشنا شویم .    
شعر / فرهاد ابراهیم پور (محمودا)
مسافران خسته  باربران کوچ آه و هوا هستند  با چمدانی از آرزوهای بر باد رفته    فرهاد محمودا 
حکایت سگی /فرهاد ابراهیم پور
این یک سگ است. 5سال از عمرش می گذره تا انجا که یادش هست نزدیک غروب یک روز پائیز بوده, مادرش در پشت انبار یک مبل فروشی و.. در نمی داند کدام شهر!!  بدنیا اورده است.  مادرش سگ مهربانی بوده تا توانسته تکه گوشتی ؛  استخوانی ؛ موشی بالاخره یک چیزی برای خوردن برایش گیر اورده است تا زنده بماند ؛البته مثل گربه ها زیاد دور وبر سطل زباله تو کوچه پس کوچه ها نرفته؛ اما زمانی که مجبور می شده این کارا به خاطر فرزند دلبندش کرده است .معمولا همه مادرهای دنیا ومادر سگ های دنیا اینکار را می کنند ومنتی هم بر فرزندش نگذاشته است    
مجله خبری فیشور
اب و هوای  اوز
اوز امروز
عصر ایران
رقص گل
پایگاه خبری صحبت نیوز