تاریخ: 17 آذر 1400 - 03 جمادی الاول 1443 - 2021 December 09
کد خبر: 238
تاریخ انتشار: 30 مهر 1400 - 01:27:58
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
باغ شهری اوز
فرهاد ابراهیم پور / چهل سال پیش وقتی روز جمعه می شد و هوا خنک بود یا بهار بود مردم دسته دسته می رفتند گردش و بیشترین محل تجمع دشته گپ بود و پس از ان میرلیاس و  پیر برزگو و عده ای هم می رفتند سمت پیر قهار . ان روزگار گذشت .در ان زمان نه خبری از باغ شهری بود و نه جا و مکان خاصی به فراوانی مال افراد خاص؛  بلکه هر انچه و هر جایی که بود متعلق به همه مردم بود و کسی هم ادعا نمی کرد دشت.. 


کسی هم ادعا نمی کرد دشت اینجایش مال من است یا فلان برکه خون کناری اش مال من است و کسی حق ندارد انجا اطراق کند .
 
انوقت ها نه انقدر ماشین بود و نه به اندازه امروز فاصله طبقاتی. بیشتر مردم در یک حد و اندازه داشتند و عده اندکی صاحب پول و باغ و مال و منال بسیار بودند و مثل امروز نبود که چشم و هم چشمی و حرص وآز در حال سبقتند  و مجال دوستی و دوست داشتن از ادم ها گرفته شده است .
 
بعد از حادثه روز جمعه گذشته که منجر به فوت یکی از جوانان اوز شد؛ سری به دشته زدم ببینم چه خبر است. از دانشگاه پیام نور که رد شدم گوشه ای ایستادم و شروع به شمردن ماشین های درحال گذر کردم ساعت 4 بود و هر دقیقه حدود 4 تا 8 ماشین رد می شدند که بیشتر انها همشهریانی بودند که به سمت باغ شهری ها و برزگو و دشته می رفتند قبلا و در سالهای دور؛ از اوز که بیرون می امدی جز پارو و درافرا و چدرو برزگو دیگر هیچ منزلگاهی تا دشته نبود اما الان از دانشکده بهداشت که رد شدی یواش یواش سر و کله باغ شهری ها نمایان می شود و هر چه جلوتر می روی تعداد باغ شهری ها با نماهای مختلف پدیدار می شوند . از باغ شهری های کوچک پانصد متری تا 1000 و 5 هزار متری و چند تایی هم بیشترو بسیار بزرگتر .  چند تایی فنس کشیده اند و یک اطاقک کوچک و حمام و توالتی در ان ساخته اند تعدادی از انها دیوار کشی کرده اند و مجهز به اب و برق و تمام امکانات هستند و مثل یک منزل با تمام امکانات است و هر کسی توانسته به اندازه توان و امکان سعی کرده جایی برای خود و بستگان خود درست کند و از این منظر دیگر در مسیر اوز تا دشته فقط زمین های خالی که گاهی کشت می کردند نیست و مثل شهرکی می ماند که هنوز کاملا بهم نچسپیده است
 
 شاید در ایجاد و ساخت باغ شهری ها در مناطق سر سبز  و جنگلی کشور که درختان و جنگلی را نابود می کنند تا خانه و ویلایی وسط ان درست کنند در منطقه خودمان و شهر اوز مردم از بیابان بر پر از سنگلاخ ابادی ساخته اند و از جایی که سالها بود دیگر کشت و کاری نمی شد در محدوده خود درخت کاشتند و فضای بهتری درست کردند البته ناگفته نگذارم که طبیعت هر چه بکرتر بهتر اما جایی که اوزیها در ان مکانها باغ شهری ساختند نه قبلا جنگل بوده و نه سر سبز اما وظیفه داریم همانگونه که نیاز خود را برطرف می سازیم باید به محیط زیست دیگر جانوران و طبیعت اسیب جدی نزنیم و از انطرف بام نیفتیم چرا که پدیده های طبیعی بر هم اثر گذار هستند. چه خوب است در هر باغ شهری که درست می شود بیشتر درختان بومی که اب کمی مصرف می کنند بکاریم از گز و کنار و نخل و کاشتن انها غافل نشویم حتما جایی و ظرفی در باغ شهری ها و طبیعت ابی برای اشامیدن پرندگان و دیگر حیوانات بگذاریم ؛  امارت وقصر نسازیم یک تنور و یک اجاق برای شام و نهار ویک اطاق و حمام و دستشویی و انبار کوچکی کافیست. انرا از حالت طبیعی یک باغ شهری خارج نکنیم .
 
خوشبختانه هنوز اوزیها به غذای محلی اهمیت می دهند و تنور در بیشتر این باغ شهری ها هست اما این باغ شهری ها معایبی هم دارد که بزرگترین انها بی تحرکی در ان مکان است انگار فقط از خانه ای در اوز به خانه دیگری امده اند بقیه چیزها مثل هم هست از اول صبح هم اگر رفته باشند تا اخر شب در همانجا می مانند و از انجا بیرون نمی ایند یا پیاده روی  نمی کنند .البته  انچه بیش از همه رعایت می شود و دم به دقیقه هم بسراغ ان میروند موبایل و دنیای مجازی است. کمتر فعالیت بدنی و بازی می کنند .حتی  دو تا کال (چاله ) برای لهپر گاله هم نکنده اند تا لااقل خانوادگی لهپر بازی کنند
 
 
در مسیر که میرویم به چند مکانی می رسیم که اوزیهای علاقمند به کشاورزی و کشت و کار محصولات خود را کنار جاده عرضه می کنند اولی ان درافراست که انجا سبزی و بادمجان و دیگر محصولات کشت باغ خودشان می فروشند مردم هم از محصولات اوزی شهر خودمان استقبال می کنند و کار پسندیده ای ست . دومین مکان در برزگو است و سومین که بتازگی ایجاد شده است در خود دشته گپ است که امروز هندوانه و کرکه و خیار چنبر و بالنگ  می فروختند . گوجه هایش سبز بود و هنوز نرسیده بود .
 
امروز برخلاف هفته گذشته که شلوغ بوده و موتور سوارها ویراژ می دادند حداقل تا ساعت 5 ونیم خبری از شلوغی نبود و تعداد ماشین ها و موتور سوارها در دشته  کمتر بود و مردم طی مسیر اوز تا دشته جاهای مختلفی اطراق کرده بودند و همین باعث می شود که در یک مکان تجمع زیاد صورت نگیرد . طی مدتی که من انجا بودم نیروی انتظامی را ندیدم شاید امده و رفته بودند ؛ اما اتفاقی هم نیفتاد .در مسیر برگشت از دشته گپ تا اوز بیشتر ماشین ها که اوزی بودند  با سرعت مطمئنه حرکت می کردند و اینکار بسیار ستودنی ست و باید نهادینه و به فرهنگ ما بیش از گذشته اضافه شود . کمی دیرتر رسیدن بهتر از نرسیدن است. البته دو ماشین نیز بودند که سبقت خطرناکی گرفتند انهم زمانی که از روبرو چند ماشین می امد. .
 
وقتی به اوز رسیدم خوشحال از این بودم هیچ اتفاقی نیفتاده است و  این مردم هنوز دلشان خوش است وبا وجود همه مشکلات ؛  تفریح و گردش را از الزامات زندگی می دانند و بی جا نگفته اند که   اَوزی دِلُش خَشه
 

 


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کد امنیتی:   
مجله خبری فیشور
اب و هوای  اوز
اوز امروز
عصر ایران
رقص گل
پایگاه خبری صحبت نیوز