تاریخ: 17 آذر 1400 - 03 جمادی الاول 1443 - 2021 December 09
کد خبر: 93
تاریخ انتشار: 9 بهمن 1399 - 21:22:38
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
اندر باب خر /فرهاد ابراهیم پور
مطلبی که اینبار در مورد خر مینویسم اصلا با قصد ومنظور نیست وامیدوارم شما هم مثل  من با شک به اندر باب خر این قسمت نگاه نکنید. دیروز از طریق فیس بوک یک عکس برایم ارسال شده بود که خوب که دقت کردم دیدم از کسی  است که خودش را معرفی نکرده فقط یک عکس خر فرستاده است که انرا در همین صفحه ملاحظه میکنید من هر چه فکر کردم این عکس چه کسی فرستاده واز کجا امده نفهمیدم اینرا از این بابت عرض میکنم که.... 


 
این عکس چه کسی فرستاده واز کجا امده نفهمیدم اینرا از این بابت عرض میکنم که مطالبی هم در باره موضوعی نوشته بود که من اندر باب خر در وب سایت نوشته بودم برای همین شکاکیتم زیاد شد واین مطلب که الان مینویسم به نوعی جواب وگفتگو با فرستاده این عکس ومطلب است .
 
ایشان که نمی دانم کیست نوشته اند که : منظور شما از اینکه تاکنون چهار بار در باب خر نوشته اید چیست ؟ وچرا پای خرها وسط ادم ها می کشید . یا شما نفع ومنفعتی از اینکار می برید یا از ادمیت بلا نسبت ما بری شده اید ؟ اصلا شما از کجا معلوم جز ادم هایی نباشید که خرها را خر حساب نمی کنند؟
جناب ... فلان.  من چه با منظور نوشته چه بی منظور در اینکه در باب خر نوشته ام شکی در ان نیست ودر باره اینکه چرا در باره خر نوشته ام حداقل مربوط به خران است وتظلمی که در طول تاریخ  به انها شده است .
شما هم اقا یا خانم خر حتما شنیده اید تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها  مثلا میگویند عناصری مشکوک در فلان اداره فلان کار میکردند یا افرادی مشکوک به انفولانزای خوکی در فلان مدرسه شناسایی شدند یا فلانی با این سرفه هایی که میکند  کرونا کرفته اما خودشو پنهان میکنه
 
جناب خر شک یعنی تردید ومشکوک  شدن یعنی گمان کردن در کار کسی یا بهتر است بگوئیم تردید داشتن در اعمال کسی که البته میشود انرا به رفتار وگفتار وپدیده ها هم تعمیم داد .معمولا اکثر سوالهایی که ما میکنیم وبیشتر در پی جواب ان هستیم بنوعی از تردید ما برخاسته است .؛ یا برای زدودن ابهام ما بدان روی می اوریم.
به نظر شما خرجان  ایا ما همه چیز را باور میکنیم ؟
ایا شما به باور خودتان اعتقاد دارید ؟
 ایا جهان بدون ما قابل باور است ؟
ایا ما فقط یعنی انسانها ؟
 ایا موجوداتی در جهان هستند که بهتر از ما باشند ؟
 
وقتی داشتم این مطلب را مینوشتم یواش یواش به حالتی که در عکس این خر مشکوک بود بیشتر پی بردم وتازه داشتم میفهمیدم که مشکوک اصلی در این ماجرا من یا ادم ها نیبستیم بلکه این خر است که خیلی با حساسیت وبا تمام کنجکاوی به من وشما چشم دوخته وانگار میخواهد حرفی بزند که ترجیح میدهد نزند .اینکه چرا نمی خواهد حرف بزند قدری مشکوک میزند .
 
مطلب به همین جا که رسید دیدم مثل فیلم های سینمایی و اجنه که سنگ وچوب ودارو درخت هم حرف میزنند این عکس هم شروع به حرف زدن کردو گفت : ببین اقا ما قبلا هم گفتیم الان هم برای چندمین بار بهت میگم ما خریم خر مشکوک وپشکوک نداریم . ما اهل تزویر وریا ودروغ نیستنیم. کار خلاف وپنهانی هم نمی کنیم . زمانی به چیزی میگن مشکوک که ان کار پنهانی انجام میشه یا در خفا ومعمولا هم خلاف تلقی میشه . ضمنا برای چی میخواهی بفهمی من مذکرم یا مونث ؟
 
بزار بهت بگم تا حالا خری دیدی که برود فلان کار غیر اخلاقی بکند بعدش هم ایدز بگیرد وبگن فلان خر مشکوک به ایدز گرفته شد. یا بگن خر فلانی با خر بستانی رابطه مشکوک دارند؛  نه خدا وکیلی تا حالا چنین چیزی شنیدید . چند تا خرو میشناسید که بصورت مشکوکی مال واموال بیت المال را بالا کشیده باشه . اصلا خر مال واموال داره ؟ تا کنون خری دیدید که بره رئیس فلان اداره یا مدیر ورئیس و وکیل وزیر بشه وبه خاطر رفتار مشکوک اخراجش کنند .
 
شما ادم ها راه براه به همدیگه شک میکنید. پسره  یکساعت دیر به خونه می یاد؛  بابا وننه اش شک میکنه که نکنه بازم رفته فلان جا  . زنه تو خونه داره با تلفن حرف میزنه ؛ مرده شک میکنه نکنه با ننه اش داره بساط غیبت پهن میکنه  مرده یه سفر تجاری رفته چین ؛ زنه فکر میکنه الان داره اونجا ماسلاژ ابگرم با حوریان چشم بادامی میگیره.  مرده رفته خونه خواهرش زنش فکر میکنه یه خبرای هست .
 
 خلاصه بساط شک وشکاکیت ادم ها انقدر زیاده که تازه فیلسوف هم تربیت میکنند که شکشون بیشتر بشه .خواهشمندیم ما را وارد این قیل وقال فلسفی که چه عرض کنم ملسفیتون نکنید. من فقط به یک چیز مشکوک هستم انهم به رفتار شما ادم هاست که تاکنون هیچ خری هم نتوانسته این شک را از بین ببره .ضمنا شما نویسنده این مطالب خری بهتره زود قضاوت نکنید مشکوک اصلی ما نیستیم بلکه شما ادم ها هستید .
 
دیدم از همین اول توپش پره و نمیشه زیاد باهاش کلکل کرد میخواستم ازش خداحافظی کنم و برم که گفت کجا داری میری
 
جایی نمیرم باید برم سرکار
 
امروز که جمعه است کدوم سرکار .داری مشکوک میزنی
 
کار اداری نمیگم میخام برم خونه خاله ام کار دارم
 
مگه تو خاله هم داری مادرت اصلا خواهر نداشت ؛ چرا منو میپیچونی راستشو بگو کی تو را اینجا فرستاده  چند بهت میدن داری راجع به ما مینویسی
 
والله بیا و خوبی کن . دیدم ول کن نیست صحبتو عوض کردم
 
میدونی الان چند تا خر تو اوز هست
 
هر چقدر که باشه مگه تو مسئول امارگیری خران هستی .مثل اینکه من ازت بپرسم چند تا ادم تو اوز هست و چند تاشون اوزی هستند یا بپرسم چند تا گاو و گوسفند اطراف اوز می چرند
 
بله درست میگید شما فرمایشتان درست و متین جناب خر. با اجازتون من باید برم
 
حالا چرا از اون بری میری
 
میخام برم خونه عمم .فرمایش نیست ؛ برم ؟
 
اره برو  ولی نه خونه عمت؛   برو خونه خودت و دیگه هم خر نویسی نکن ؛ باشه
 
باشه. کاری نداری ؛ دیگه فرمایشی نیست خرخان
 
نه .برو. برو دیگه
 
تا رسیدم نزدیک خونه هی پشت سرم نگاه میکردم که خدای نکرده این خر مشکوک دنبالم نکرده باشه. رسیده بودم لرد خون نزدیک پیر دیدم از کوچه خونه خواجه لطفا یه چیز گنده و عجیبی داره تو تاریکی داره به سمت من میاد میخاستم در برم ؛ گفت کجا داری میری؟  منم خر
پس چرا این شکلی شدی
با خنده گفت مگه نمی دونی کرونا اومده.  منم.  ماسک زدم نشناختی.  نه ؟
 
تشخیص تو تاریکی سخته ولی به نظرم خره ماده بود
 
 
بینندگان عزیز و همشهریان گرام ؛از اینکه چندی این اندر باب خرها را تحمل کردید و صبر کردید تا به اینجا برسه ممنونم ./ 
 
 

 

بدون نام
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
| 10 بهمن 1399 | 12:37:27

احسنت به قلم شما جناب ابراهیم پور


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کد امنیتی:   
مجله خبری فیشور
اب و هوای  اوز
اوز امروز
عصر ایران
رقص گل
پایگاه خبری صحبت نیوز